شیرین ترین یا تلخ ترین خاطره ای که با کودک خود داشتید ؟

 

سلام والدین گرامی !

خاطره ی خود با کودک تان را شرح دهید.

خاطره والدین با کودک

خاطره دوران کودکی

( خاطره شما با فرزندتان - خاطره شما با خواهر و برادر و فامیل و دوستان کودکی  )

/ 13 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام ممنونم....خاطرات دوران کودکی........... چه دوران شیرین وخوبی بود.. گاهی وقتها که حالم گرفته میشه ..کمی به کودکی برمیگردم کمی از خاطراتش رو مرور می کنم...شاد باشید

صبا

سلام مهربان من غافلگیر شدم...خاطره زیاد هست..تلخ ..شیرین طنز ..خز [نیشخند] فکر می کنم میام برات کامنت می کنم...[گل]

صبا

یاسین رابین هود می شود/خاطره ی طنز سالها پیش که یاسین و حسین کوچولو بودند تازه مدشده بود زن ها جدا از همسران ماشین داشته باشند..یک بار یاسین از تلوزیون ملی تصویر غیر ملی دید که زنی با بچه اش قهر کرد و شوهرش جا گذاشت و با بچه اش سوار ماشین خودش شد رفت از اون شب می گفت : مامان تو چرا برای خودت ماشین نداری؟ من هم با حرف های معقول توانایی توجیه اش نداشتم .آخرش گفتم من پول ندارم از فردا توی قلکش برای ماشین من پول جمع می کرد..حتی گاهی مثل دزد سر گردنه جلو باباش می ایستاد و اسکناس درشت می گرفت و مثل رابین هود دنبال حق از دست رفته ی من بود..تا یک روز گفت پول ها جمع شده بریم باید ماشین بخریم..خلاصه به هزار مکافات حالیش شد فقط می تونه یه لنگه قالپاق بخره.. گفت : خوب اگر نمیشه برای تو ماشین بخرم برای خودم که می توانم بخرم !! خلاصه یک عدد ماشین پلیس با بوق و تشکیلات خرید..همسر می گفت : این پدر صلواتی چه رابین هود غیر ملی بود ما نفهمیدیم .... تو رو فریب داد جیب ما رو هم زد... گفتم : به نام مابه کام خودش ! این پیش نویس یکی از پست هام بود نوش جونت!! [گل]

حدیث اقا

پسرم همیشه بابامو صاا میزد بابا بزی/نمیتونست بگه بابا بزرگ/[قهقهه] هروقت کاراشتباهی میکرد سوال میکردیم مثلا اینو کسی شکسته میدویید می اومد میگفتم کار منه کار منه[قهقهه][قهقهه][قهقهه] میگفتم من اگه دروغ بگم درامتحان نمره خوب نمیگیرم خرداد که کارنامشو گرفت اومد خونه گفت : آخی راحت شدم ....اینقدر راست گفتم یکم هم دروغ بگما[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

نسیم...

سلام ی روز دخترم رو تو پتو پیچیده بودم چون کوچیک بود از پتو سر خورده بود ولی واقعا فرشته ها تو دست نگهش داشته بودن جورابای قرمزش تو چشمم زد گرفتمش خدارو شکر میکنم...

حدیث اقا

سلام پیشاپیش حلول ماره مبارک رمضان برشما مبارک باشه امید وارم دراین ماه پربرکت مارا ازدعای خیرتان محروم نفرمایید

نگین

سلامو خسته نباشید. از اینکه وب خوب و پرمجتوایی رو جلو میبرید ممنونم. از حسن توجه و نظرتون به وب نگین سپاسگذارم. انشااله در تمامی کارها موفق باشید. آرزوی سلامت آرامش و لبخند برای شما و خانواده ی محترم.

صبا

آمد رمضان و عيد با ماست قفل آمد و آن کليد با ماست بربست دهان و ديده بگشاد وان نور که ديده ديد با ماست آمد رمضان به خدمت دل وان کش که دل آفريد با ماست... روزها وقت دعا و عبادات شب در ذکر و مناجات همه را یاد کنید مرا هم دعاکنید.... دوست عزیز شهر باران برشما و عزیزانت مبارک [گل]

یک نوشته از دنیا

چه جالب چشم .فقط من تعداد بچه هام زیادن باید خاطرات همشون جمع کنم بعد خدمت میرسم