نحوه برخورد مادر در مقابل رفتار آزار دهنده  دیگران  در رابطه با کودک  و شیوه ی زندگی  شما و کودکتان

 

سلام و درود بی پایان خداوند به همه ی شما مادران دریایی دل و صبور و پر از عشق و عاطفه ی مادرانه

وقتی نه ماه مسافرکوچولویی حمل می کنی و تا وقتی که صدای گریه شو می شنوی و غنچه ی چشماش به ماه جبینتون لبخند مهربانی و پر از عشق و امید می زنه و کامش با شیره ی وجودتون پیوند می خوره  و آغوش گرم و پرمهر مادرانتونو با تمام وجود حس می کنه و حس مادری رو بهتون هدیه می کنه ، اون وقته که واژه ی پرمهر مادر با تمام وجود در شما معنا پیدا می کنه ...

البته مادرای عزیز با تمام شیرینی های  بچه داری  ، گاهی دچار درد و غمی می شن که خصوصا از جانب اطرافیان صورت می گیرد که روح لطیف مادرانشون خدشه دار می کنه و دچار افسردگی می شن.

تا کودکی به دنیا میاد ، همیشه نگاهایی سمتش هست : یکی می گی لاغر ، یکی می گه شیرمادرکمه ، یکی می گه به بچش نمی رسه ، اگه بچه مریض شه می گه  مادرش کاری کرده و تمام عیب و ایرادها به سمت مادر نشانه می ره...

می گن بچه ی خواهر من همسنش ولی 7کیلو داره ، بچه ی شما لاغر! در صورتی که بچه ی شما هم وزن بچه ی اوناست یا حتی بیشتر داره ولی ریز یا به عبارتی استخوان درشته ، ولی بچه ی اونا پفی و بادکنک یا تپله!

مهم این نیست که ظاهر کودک چطور باشه و معیار تشخیص از ظاهرش نیست از قد و وزنش و سنش محاسبه می شه ...

این نحوه تغذیه و ژنتیک کودک که این معیارها رو مشخص می کنه...

کودکانی که  دچار چاقی هستند ، در بزرگسالی  احتمال بیشتری دارد  به دیابت یا ناراحتی های قلبی دچار شن.

یا وقتی کودک می خواد به راه بیفته ، دهن باز کنه ، از پوشک دربیاد و خیلی از مسائل دیگه ، مادر باید جواب پس بده ...

یکی می گه بچه ی من یه سالش شد راه رف بچت چقد تنبل ... بچه ی من یه سالش بود قشنگ حرف می زد ولی بچت هنوز زبون باز نکرد...بچه ی من از یه سالگی از پوشک دراومد ولی بچه ی تو پیرمرد شد هنوز از پوشک در نیومد...

طوری حرف و حدیث ها ادامه داره که  مادر قلبش به درد میاد و همه مادر رو مجازات می کنن و زخم می زنن.

کودک در جمع خانواده حرف می زنه ولی در مقابل دیگران خجالت می کشه یا میل نداره و به دیگران بفهمونی حرف می زنه ، اما ازت قبول نمی کنن.

یا می گن باهاش حرف بزن ، طوری رفتار می کنن که گویی مادر ارتباط عاطفی و کلامی با کودک نداره!

در صورتی که مادر با کودک حرف می زنه و حتی فیلم های کودکی که چن کلمه یی رو می گفته می زاره تا مجددا اونایی که یادش رفته براش تداعی شه...

یا وقتی محیط عوض بشه و کودک به ناچار وارد محیط جدیدی بشه و تازه به زبون اومده و اطرافیان و صدا می کنه و به حرف میاد ، وقتی وارد محیط جدید می شه زبانش یادش می ره و کلمه هایی که می گفته نمی گه  و حرف زیاد نمی زنه.

یا وقتی کودک به دلایلی از شیرمادر محروم  می شه ، باید به همه جواب پس بده که چرا شیرخشک می خوره و در جواب حرف می شنوه : چون شیر مادر نمی خوره لاغر یا مادرش شیرشو نمی ده شیرخشک می ده...

شاید شیرمادر کم بوده یا مریضی و مشکلی بوده یا تغذیه ناکافی بوده و....

و مادری که از ناچار شیرخشک تغذیه می کنه با مادری که مخصوصا شیرخشک می ده  یکی می کنن و زخم می زنن...

در مقابل تک تک رفتارهای کودک  اظهار نظر می کنند و انتظار دارند روش اونها رو به کار ببندید ، در صورتی که به این مساله توجه ندارند که هر کودکی قابل مقایسه با کودک دیگر نیست و حتی در میان فرزندان خانواده ، کودکان با هم متفاوتند و قلق و برخورد خاصی را می طلبد ، البته نظر دیگران ارزشمند است اگر قیاس نباشد و تحمیل نکنند و زخم نزنند و فقط قصدشان رضای خدا و مشاوره و با مهربانی و پیشنهادی باشد.

یا وقتی مادر زایمان می کند ، حمایت ویژه همسر و مادر را می طلبد که او را درک کنند و نیازهای عاطفی او را تامین نمایند و در بچه داری و امورات کودک کمک کنند .

همسر نیز مادر را در آرامش نگه دارد و دستانش را نوازش کند و حرف بزند و برایش میوه پوست بکند و در دهانش بگزارد و در مقابل آزار دیگران از او حمایت و دفاع کند و با حرفهایش حداقل آرامش را در مادر ایجاد کند ، چرا که مادر بیشتر از هر کس به آرامش احتیاج دارد تا با روحیه ای سالم و با نشاط کودک را تغذیه کند و دچار فشار روحی و عصبی نشود ، چرا که  کودک  را با استرس و ناراحتی تغذیه کند ، کودک پرخاشگر می شود و شیر مادر نیز کم می شود.

اطرافیان دور زایو را خلوت کنند و بجای اینکه بگویند به بچه برس ، شیرش (شیرت) کمه و یا به کودک شیر نمی دهد ، او را حمایت و تشویق کنند و بگویند : عب نداره شیر اولش کمه ، گریه نکن ایشالله شیرت زیاد می شه ...

از لحاظ تغذیه و آرامش روحی به مادر برسند ،چرا که خود مادر در اولویت هست تا بتواند فرزندی قوی و بردبار و صالح بار بیاورد.

نوزاد وقت زیادی از مادر می گیرد و باید حمایت عاطفی شود.

مادر و همسر در امور بچه داری و کارهای منزل  کمک کنند تا خانه ای شاداب و روح افزا داشته باشید.

اطرافیان  سعی کنند کمتر به منزل بچه دار بروند یا پشت سرهم نروند.

یا بعضی کودکان وقتی بزرگتر می شوند در طول روز نمی خوابند و تا نصف شب بیدارند و هر کاری مادر انجام دهد بیدار می مانند و به شلوغ کاری و شیطنت می پردازند.

لباسها را از کمد می ریزند ، ظرفها را از کابینت یا بوفه بیرون می چینند ، اسباب بازی ها را می ریزند ، دیوار را خط خطی می کنند ، در آشپزخانه در یخچال را باز می کنند و تخم را در زمین می شکنند و ظرف را می شکنند و دستشان را می برند، روی فرمان چهارچرخ می ایستند و تلویزیون را می چرخانند و یا روی صندلی یا فرمان چهارچرخ می ایستند و کشو را بیرون می کشند و روی آن و سپس بالای کشو می ایستند ، در حالی که جلوی چشمتان هستند و فقط یک لحظه نبینید آنها را و یا زیزسفره پهن می کنی ، ناگهان غذا را که خورد ، زیرسفره را پخش می کند و غذا جاهای مختلف فرش را کثیف می کند.

یا اینقد شلوغ کارست و کارهای پرخطر می کند ، که ظرف  و لباس نمی توانید بشورید و کارهای راحت منزل برایتان دشوار می شود.

خانه را چن بار باید در روز جمع و جور کنید ، ظرفها را در عرض دوسه روز بشورید.

نکته ی مهم

بعضی منازل چه در ها و اتاق ها و کابینت ها و... دارای کلید نیستند یا گم شدند و یا اتاق های تو در تو دارد و مشکل آفرین است.

یا امکانات برقی محدود است که کار را آسان کند یا خراب است و هزینه زیاد برای تعمیر یا خرید مجدد آنها می طلبد.

یا لوازمی مثل رورک ، کالسکه ، کریر ، آغوشی ، تاب و... تا حدودی کمک می کند ، البته جلوی چشم مادر باشد و مادر مراقبت کند و با کودک حرف بزند و هر از چن گاهی کودک را بیرون بیاورد تا خسته نشود.

در رابطه با راه حل های فوق دردسر کمتر می شود.

مادر مجبور است به زور در عرض یک ، دو یا سه هفته خانه را جمع و جور کند تا مهمان دعوت کند که سرزده به خانه شان نیایند، ولی هم با دعوت یا سرزده می آیند و شرمسار می شوید.

مادر مریضی و مشکلات اساسی دارد و رنج های بسیاری متحمل شده است و دیگران او را سرزنش و نصیحت ی کنند و با خود مقایسه می کنند و می گویند من 5 تا بچه بزرگ کردم ولی بچه هام اینطور نبودن یا چطور خونه ی من تمیز و...

در صورتی که بارداری و هر فرزندی با هم فرق دارد.

به بچه توجه دارند و لی به مادر نه ...

یا سرزده وارد می شوند که هیچ ، مادر را می رنجانند...توجهی ندارند که مادر وقتش را برای کودک گذاشته و چیزی نخورده ...

یا می گویی تمیز کردم ولی در جواب می گویند تمیز کرده بودی خونت اینطور نمی شد!

در صورتی که حق دخالت و زخم زدن و با خود و دیگران مقایسه کردن ندارند و لزومی ندارد مادر جواب پس بدهد و می تواند در حدی برخورد کند که روابط حفظ شود یا سکوت کند.

کودکان 1 تا 2 ساله به مراقبت ویژه احتیاج دارند و مادر نباید چشم از کودک بردارد.

اگر از لحاظ اقتصادی به صرفه است برایش خدمتکار خانه و پرستار بچه بگیرند تا کمک حال مادر باشد.

یا مادر ، خواهر و همسر در امور منزل و بچه داری کمک کنند و مرهم و نوازشگری باشند تا روحیه مادر شاداب باشد ، چرا که اثر بسزایی در روحیه کودک دارد.

تمام وقت مادر صرف بچه داری می شود و جز مادر  هیچ کس به اندازه ی او به فکر کودک و دلسوزتر از او نیست.

همسر ، مادر کودک را  به گردش  و مسافرت و منزل خانواده ها ببرد تا گرمای وجودشان (پدربزرگ مادربزرگ ها) آنها و یکدیگر را نشاط بخشد و مودت و عشق دوچندان شود و از وجود فرزندان و نوه ها شاد گردند.

همسر از اطرافیان تقاضا کند که وقتی به منزلشان می آیند ، یک هفته قبل ، یک روز قبل و یا 4 ساعت قبل بگویند.

مراعات حال مادر و نوزاد را داشته باشند و توقعات خود را کم کنند ، چرا که مادر دچار خستگی و وقت محدود است.

و با وجود اوضاع خانه ی شلوغ و نامرتب ، مادر را آزارده خاطر نکنند و وضعیت او را درک کنند و بپذیرند که قابل قیاس با دیگران نیست و خانه را سرکشی نکنند و مهمان  آداب مهمان را رعایت و مراعات میزبان را نماید.

بگویند: بچه را بخوابان ، بده یکی بچه رو نگه داره یا درو ببند کاراتو بکن و...

مادر کودک بگوید : هر کاری بکنم نمی خوابه ، بغلیه ، بهونه گیر یا درو ببندم کارای خطرناک ی کنه ... چرا که هنوز به سنی نرسیده که تنهاش گذاشت!

و خودشونو مقایسه کنن با تو و دیگرانو باهات مقایسه کنن ، حتی کسی که هنوز مادر نشده و تو رو شلخته و بی نظم جلوه بدن و همه جا حرفتو بزنن و انگ بیماری روحی بزنن و توجه نداشته باشند که مادر به غذا و کار و گردشش نمی تونه برسه و خیلی امورات دیگه و با حرفها و کارهاشون و کنایه به مادر اونو افسرده و آزرده خاطر کنند.

توجه داشته باشیم سرزده جایی نریم! چرا که منزل شاید سه بار در روز یا هفته تمیز باشه ولی از شانس بد اونها فقط همون موقعی که شلوغ  بریم و اونها رو شرمنده و آزرده خاطر کنیم.

مادران سعی کنند ، توکل بر خدا داشته باشند و استرس رو از خودشون دور کنند و ناراحتی هاشونو رو سر کودک خالی نکنند و مهربان باشند و به خودشونو کودکشون برسنند تا روحیه ای شاداب داشته باشند و کودکی شاداب پرورش بدند.

در برابر رفتار دیگران  تا جایی که می تونن سکوت کنن یا دیر به دیر اونها رو ببینند یا در مقابل حرفشون لبخند بزنند ، یا از اتاقی به اتاق دیگر بروند ، یا حرف رو عوض کنند ، خیلی طاقتشون کم شد بگن ، بچه ی من اینطور نیست ، خدا روشکر می کنم بچم سالمه ، خیلی مادرا هستن بچه هاشون مریضی سخت دارن ولی بچم الحمدلله سالمه، تمام سعیمو واسش می کنم ، مهم تربیت فرزند صالح...

یا وقتی دیگران مقایسه می کنن چقد اسباب بازی داره بچه ی ما یا فلانی نداره شما لوس بارش می یارین!

در صورتی که توجه ندارند که فرزند اونها اسباب بازی های کمتر ولی گرانقیمت تر داره یا اسباب بازی های کودک شما در مقابل اسباب بازی های اونها ظاهری بزرگ داره...

اونها لباس و خوراک و امکانات رفاهی بیشتر ولی شما کمتر یا همون قدر دارید و به شما بد می دونند.

البته به کودک همیشه جواب مثبت ندید تا منطقی بار بیاد.

ما هم توجه داشته باشیم منزل عزیزانمون سرزده نریم ، قبلش زنگ بزنیم و بگیم اگه مشکل دارن رودرواسی گیر نکنند و بگن تا حدالامکان اون روز نریم و دعوت کنیم منزلمون بیان یا با هم به گردش بریم.

وقتی کودکی می بینیم بگیم ماشالله چه بزرگ شده ، خداحفظش کنه ، واسه پدرمادرش نگه داره...

یا نگیم غذا نمی خوره ضعیفه ...

شاید کودک در جمع کودکانی که سر به هوا هستند و وسط غذا پا می شن و مشغول بازی می شه غذا نخوره ، در صورتی که در جمع خانواده یا کودکان دیگر غذاشو کامل می خوره...

یا گاهی اینقد می گن بچه غذا نمی خوره ، یا لاغر ، مادر مجبور می شه واقعیت بگه که بچم ماشالله خوب غذاشو می خوره هی غذاهای مقوی می خوره و بعد کودکشو چشم می زنه  و کودک از غذاخوردن و تغذیه ی سالم جامی مونه.

با کارشناسان مذهبی نیز مشاوره کنید ، شما را دعوت به صبر و آرامش می کنند و کارتان را پر ارزش می دانند و در برابر رفتار دیگران دعوت به آرامش می کنند و در برابر مهمان ناخوانده نیز دعوت به دوری از استرس می نمایند و می گویند طوری برخورد کنید که انگار اتفاقی نیفتاده.

شاکر خداوند باشیم چرا که مهربانترین مهربانان ست و هوای ما را دارد و در جایی که انتظارش را نداریم  به یاریمان می آید.

و شکرگزار باشیم فرزندی سالم به ما داده و آنقدر به ما بها داده است که کودکی از جنس نور و عشق و امید عطا نموده است و دعاگوی تمامی کسانی باشیم که چشم به انتظار فرزند هستند و مادرانی که در انتظار شفای کودکشان هستند.

حداقل سعی مان را بکنیم که لحظه ای به فکر مادرانی باشیم که  اشک بر گونه هایشان بجای لبخند بر غنچه ها و مروارید وجودشان ست و دعایشان کنیم و شاکرباشیم.

تحمل خود را بالا ببریم و توکل بر خدا کنیم و تاحدالامکان کضم الغیظ کنیم در راه رضای خدا تا آرامش داشته باشیم ، چرا که بهشت را به بها می دهند نه بهانه.

و تو ای مادر صبوری کن چرا که بهشت زیر پای توست ...

و...

صبر نیمی از ایمانست.