بعضی از کودکان از دکتر ، بیمارستان و آمپول می ترسند.

از لباس پزشکی و عینکش می ترسند.

از اینکه پرستار یا دکتر غریبه ای به اونها نزدیک بشه وحشت دارند و گریه و داد و بیداد می کنند.

بعضی والدین برای تنبیه کودک اونو می ترسونن و می گن اگه شیطونی کنی عمو یا خاله آمپول داره یا می بریمت دکتر آمپول بزنی.

یا اگر کودک مریض می شه بهش نگیم آمپول درد نداره ، چرا که دروغ بزرگی رو داریم بهش می گیم و کودک اعتمادشو از دست می ده.

براش توضیح بدیم که وقتی آمپول می زنی ، واسه اینه که زود خوب بشی.

بدونه که برای تنبیه اون نیست.

بگیم که بعضی آمپول خیلی درد ، بعضی ها کم و بعضی ها واقعا اصلا درد ندارند.

براش لوازم کودکانه پزشکی و روپوش پزشکی تهیه کنیم و در رابطه با وسایل و نحوه ی کارکردش توضیح بدیم و بخوایم مارو معاینه کنه و همین طور ما اونو معاینه کنیم تا بفهمه معاینه درد نداره و دکتری هم که معاینش می کنه مثه عمو و خاله ی اون هستن.

بگیم تا وقتی لازم نباشه به دکتر بگیم آمپول نده و درد آمپول مثه نیش پشه هستش.

یا با آمپول اسباب بازی روی میوه یا عروسکش آمپول بزنه تا ترسش بریزه.

و وقتی به دکتر می بریمش ، پیش دکتر کودکانی که مهربون و خوش اخلاق ببریم تا کودک احساس امنیت کنه.

بیشتر ترس کودک تا ترس از درد آمپول ، چرا که کودک آگاهی کافی کسب نکرده و با تهدید یا ترس های بی مورد حتی بزرگسالان در کودک ترس ایجاد شده.

هنگام تزریق آمپول ، حدالامکان در بغلمون بگیریم و عروسک یا اسباب بازی مورد علاقشو ببریم و باهاش حرف بزنیم و موها و سرشو نوازش کنیم تا احساس آرامش کنه و کمتر ذهنش به درد آمپول و ترس از آمپول مشغول شه.

یا کودکی که از آمپول نمی ترسه ، نشونش بدیم و ببینه حین تزریق گریه نمی کنه یا فقط یک آخ کوچولو می گه.

والدین نیز آرامش خودشون حفظ کنند و نفس عمیق بکشند تا اضطراب و ترسشون به کودک منتقل نشه.

از اینکه کودک همکاری کرد و یا آمپول زد بهش شکلات بدین و حتی قبلش هم با خریدن اسباب بازی یا خوراکی اونو آروم نگه دارید و بدونه تزریق آمپول ، جهت درمانش نه تنبیه کودک.